انتظار
 
پنج شنبه 14 ارديبهشت 1391برچسب:, :: 18:53 ::  نويسنده : reza


در اين خانه ي  متروکه ي ويران را کسي ديگر نمي کوبد

کسي ديگر نمي پرسد چرا تنهاي تنهايم

و من چون شمع مي سوزم

و ديگر هيچ چيز از من نمي ماند

و من گريان و نالانم

و من تنهاي تنهايم

درون کلبه ي خاموش خويش اما

کسي حال من غمگين نمي پرسد

و من درياي پر اشکم که طوفاني به دل دارم

درون سينه پر جوش خويش ، اما

کسي حال من تنها نمي پرسد

و من چون تک درخت زرد پاييزم

که هر دم با نسيمي مي شود برگي جدا از او

و ديگر هيچ چيز از من نمي ماند

پنج شنبه 14 ارديبهشت 1391برچسب:, :: 18:44 ::  نويسنده : reza

تا کجاي قصه ها بايد ز دلتنگي نوشت

تا به کي بازيچه بودن در گذار سر نوشت

تا به کي با ضربه هاي درد بايد رام شد

يا فقط با گريه هاي بيقرار آرام شد

بهر ديدار محبت تا به کي در انتظار

خسته ام از زندگي با قصه هاي بيشما
ر

چهار شنبه 13 ارديبهشت 1391برچسب:, :: 15:18 ::  نويسنده : reza

حال من خوب است اما با تو بهتر می شوم

آخ .. تا می بینمت یک جور دیگر می شوم

با تو حس شعر در من بیشتر گل می کند

یاسم و باران که می بارد معطر می شوم

در لباس آبی از من بیشتر دل می بری

آسمان وقتی که می پوشی کبوتر می شوم

آنقَدَرها مرد هستم تا بمانم پای تو

می توانم مایه ی ــ گه گاه ــ دلگرمی شوم

میل میل ِ توست اما بی تو باور کن که من

در هجوم بادهای سخت ، پرپر می شوم

سه شنبه 11 ارديبهشت 1391برچسب:, :: 19:40 ::  نويسنده : reza

سه شنبه 12 ارديبهشت 1391برچسب:, :: 19:25 ::  نويسنده : reza

همیشه بهم میگفتن تو چرا عاشق نمیشی چرا عشقی نداری؟ 

...همیشه بهم میگفتن عشق یعنی زندگی... 

...میگفتن اگه عاشق نشی یعنی زندگی نکردی... 

...ولی بهم نگفتن اگه اسیر یکی بشی دلت میسوزه... 

...نگفتن اگه با چشاش نگات کنه تموم جونتو به آتیش میکشه... 

...بهم نگفتن اگه تمام روز ببینیش بازم دلتنگش میشی... 

...بهم نگفتن برا اینکه گرمای دستشو حس کنی ثانیه شماری میکنی... 

...بهم نگفتن ممکنه یه روز فراموشت کنه ... 

!!!!!ولی الان همه بهم میگن فراموشش کن

آخه چطوری؟

مگه میشه آدم کسیو که دوست داره فراموش کنه؟

 


سه شنبه 12 ارديبهشت 1391برچسب:, :: 19:9 ::  نويسنده : reza

لعنت به این زندگی .... وقتی که گریه کردیم گفتن بچه است. وقتی که خندیدیم گفتن دیوونه است. وقتی که جدی بودیم گفتن مغروره. وقتی که شوخی کردیم گفتن سنگین باش. وقتی که حرف زدیم گفتن پر حرفه. وقتی که ساکت شدیم گفتن عاشقه. حالا ام که عاشقیم می گن گناهه

دو شنبه 11 ارديبهشت 1391برچسب:, :: 19:42 ::  نويسنده : reza

 خوش به حــال خــدا،

که لحظــه به لحظــه با توسـت

و من همیشه درباره ی تو با او حــرف میزنـــم

یک شنبه 10 ارديبهشت 1391برچسب:, :: 19:25 ::  نويسنده : reza

 انتـــــظار ...

شش حرف و چهار نقطه!کلمه کوتاهیه

اما معنیش رو شاید سالها طول بکشه تا بفهمی

تو این کلمه کوچیک ده ها کلمه وجود داره که تجربه کردن هر کدومش دل شیر میخواد

تنهایی ، چشم براه بودن ، غم ؛ غصه ، نا امیدی ، شکنجه روحی ،دلتنگی ، صبوری ، اشک

بیصدا ؛ هق هق شبونه ؛ افسردگی ، بی خبری و دلواپسی و....

برای هر کدوم از این کلمات چند حرفی که خیلی راحت به زبون میاد

و خیلی راحت روی کاغذ نوشته میشه باید زجر و سختی هایی رو تحمل کرد

تا معانی شون رو فهمید و درست درکشون کرد

 اما تمام اینا در مقابل اون لحظه ای که  اتنــــــظار به پایان میرسه و نتیجه ی منتظــــــر

موندنای روز و شبت رو میبینی،هیـــــــــــچه

یک شنبه 10 ارديبهشت 1391برچسب:, :: 19:20 ::  نويسنده : reza

روزگاریست در این کوچه گرفتار تو ام

با خبر باش که در حسرت دیدار تو ام

گفته بودی که طبیب دل بیمار منی

پس طبیب دل من باش که بیمار تو ام

یک شنبه 10 ارديبهشت 1391برچسب:, :: 18:59 ::  نويسنده : reza

هیچ کس ویرانیم را حس نکرد ، وسعت "تنهایی" م را حس نکرد ، در میان خنده های تلخ من ، گریه پنهانیم را حس نکرد

شنبه 9 ارديبهشت 1391برچسب:, :: 20:48 ::  نويسنده : reza

تو ستاره ای هستی در آسمان دلم که هیچگاه خاموش نمی شوی
تو خاطره ای هستی ماندگار در دفتر دلم که فراموش نمی شوی
همیشه تو را در میان قلبم می فشارم تا حس کنی
تپش های قلبی را که یک نفس عاشقانه برایت می تپد

شنبه 9 ارديبهشت 1391برچسب:, :: 20:44 ::  نويسنده : reza

واقعا نمی دانم كه با چه بیانی زیبایی عشق تو را بسرایم.
تمام غم های من با لبخندی كه بر لبهای شیرینت نقش می بندد از بین می رود.
تمام شیرینی زندگی ام با كوچكترین غمی كه بر چهره تو می نشیند محو می شود.
عشق من لحظه ای نیست كه در یاد تو و غرق در خیالت نباشم.
گلم نمی دانم چطوربگویم كه چقدر دوستت دارم
و چه اندازه میزان محبت تو در دلم ریشه افكنده است.
فقط آرزو میكنم كه زندگیم حتی برای یك لحظه هم كه شده
كوتاه شود و تمام آن را در كنار تو باشم.
روز به روز كه می گذرد آتش محبتت در دلم بیشتر می شود
و من به خاطر این محبت تو از صمیم قلب می گویم كه:

" نیــــازمــ با تمــامــ وجـــود دوستت دارم "

شنبه 2 ارديبهشت 1391برچسب:, :: 17:5 ::  نويسنده : reza

سالها رفت و هنوز یک نفر نیست...

بپرسد از من

 که تو از پنجره ی عشق چه ها می خواهی؟

صبح تا نیمه ی شب منتظری

همه جا می نگری

 گاه با ماه سخن می گویی

گاه با رهگذران،

خبر گمشده ای می جویی

راستی گمشده ات کیست؟

 کجاست؟

صدفی در دریا است؟

نوری از روزنه فرداهاست

یا خدایی است که از روز ازل ناپیداست

شنبه 2 ارديبهشت 1391برچسب:, :: 16:58 ::  نويسنده : reza

 

تنها صدایت را میخواهم تا موسیقی سکوت لحظه هایم باشد

نگاهت را میخواهم تا روشنی چشمهای خسته ام باشد

وجودت را میخواهم تا گرمای آغوشم باشد

دستهایت را میخواهم تا نوازشگر بی کسی اشکهایم باشد

و تنها خنده هایت را میخواهم تا مرحم کهنه زخمهای زندگی ام باشد

آری تنها تو را میخواهم

شنبه 1 ارديبهشت 1391برچسب:, :: 16:14 ::  نويسنده : reza

اگر دریای دل آبی‌ست
                        تویی فانوس زیبایش
  اگر آینه یک دنیاست
                  تویی معنای دنیایش
   تو یعنی دسته‌ای گل را
                    ز آن سوی افق چیدن
                           تو یعنی پاکی باران
                                                  تو یعنی لذت دیدن
    تو یعنی یک شقایق را
        به یک پروانه بخشیدن
  تو یعنی از سحر تا شب به زیبایی درخشیدن
          تو یعنی یک کبوتر را
                   ز تنهایی رها کردن
                        خدای آسمان‌ها را... به آرامی صدا کردن
         تو یعنی مثل نیلوفر همیشه مهربان بودن
                 تو یعنی باغی از مریم
                              تو یعنی کهکشان بودن
     تو یعنی چتری از احساس برای قلب بارانی
                 تو یعنی پیک آزادی
                                    برای روح زندانی
          تو یعنی در زمستان‌ها... به فکر پونه افتادن.
                       تو یعنی روح باران را...متین و ساده بوسیدن
               و یا در پاسخ یک لطف... به روی غنچه خندیدن
             اگرچه دوری از اینجا...تو یعنی اوج زیبایی

             کنارم هستی و هر شب ... به خوابم باز می‌آیی

 

 

شنبه 1 ارديبهشت 1391برچسب:, :: 16:1 ::  نويسنده : reza

هنوز هم عاشقانه هایم را عاشقانه برای تو می‌نویسم..
هنوز هم در ازدحام این همه بی تو بودن از با تو بودن حرف می‌زنم..
هنوز هم باور دارم عشق ما جاودانه است

این روزها دیگر پشت پنجره می‌نشینم و به استقبال باران می‌روم.
می‌دانم پائیز، هنوز هم شورانگیز است..
می‌دانم  یکی از همین روزها کسی که نبض زندگی من است،
کسی که جز تو نیست بازمی‌گردد..

می‌دانم تمام می‌شود و ما رها می‌شویم؛ پس بگذار بخوانم:
اولین عشق من و آخرین عشق من تویی
نرو، منو تنها نذار که سرنوشت من تویی

شنبه 1 ارديبهشت 1391برچسب:, :: 15:42 ::  نويسنده : reza

از بس که ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺩﻟﻢ ﺍﺑﺮﻳﺴﺖ ﺗﻤﺎﻡ ﺧﺎﻃﺮﺍﺗﻢ ﻧﻤﻨﺎﮎ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ
ﻧﻤﻲ ﺩﺍﻧﻢ ﭼﺮﺍ؟
ﺩﺭﻳﺎ ﺭﺍ ﻫﻢ ﮐﻪ ﺩﻳﺪﻡ ﺑﻪ ﻳﺎﺩ ﺗﻮ ﺍﻓﺘﺎﺩﻡ
ﺭﻭﻱ ﻣﺎﺳﻪ ﻫﺎﻱ ﺳﺎﺣﻞ ﻧﻮﺷﺘﻢ
ﺍﮔﺮ ﻃﺎﻗﺖ ﺷﻨﻴﺪﻥ ﺩﺍﺭﻱ ﻣﻦ ﺷﻬﺎﻣﺖ ﮔﻔﺘﻦ ﺩﺍﺭﻡ
ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺑﻪ ﺩﺭﻳﺎ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩﻡ
ﺑﺎﺯ ﺑﺮﮔﺸﺘﻢ
ﺍﻳﻦ ﺑﺎﺭ ﺭﻭﻱ ﻣﺎﺳﻪ ﻫﺎ ﻧﻮﺷﺘﻢ :
ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ !
شنبه 1 ارديبهشت 1391برچسب:, :: 15:23 ::  نويسنده : reza

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comچطور بگم که دلتنگ توام تویی که مونس شب های دل بی قراری ام بودیبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com
بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comچطور بگم که باغ دلم به غم نشسته واز دوری تو دلتنگ شده؟بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com
بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comچطور بگم که وجود تو... گرمای صدای دلنشین توبه من آشفتهبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com
بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comزندگی می بخشه؟بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com
بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comچطور بگم که این دل بی طاقت بهانه تو را می گیرد؟بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com
بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comچطور بگم که دستانم گرمی دستانت را می خواهد؟بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com
بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comای تنهاترین ستاره زندگی منبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com
بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comپشت پنجره دل تنگم به انتظار لحظه با تو بودن می مانمبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com
بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comتا با آمدنت دل بی قرارم را آرام کنیبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

شنبه 2 ارديبهشت 1391برچسب:, :: 14:56 ::  نويسنده : reza

گفتم كه دوستت دارم ، گفتی كه باور نداری
گفتم اين كلمه را از حفظ نمی گويم از ته دلم می گويم ، گفتی دلم را نيز باور نداری
سكوت تلخی كردم و از ته دلم آه كشيدم. مدتی سكوت با چشمانی خيس
گونه ام خيس شد و قلبم شكسته
گفتی كه تو قلبم را شكستی ، گفتم كه قلبت شكسته نشد ، احساست در هم شكست
گفتی سكوت كن ميخواهم گريه كنم ، من نيز سكوت كردم و با گريه تو نا آرام شدم و اشك ريختم


گفتی بی خيالی از اشكهايم ،چيزی نگفتم ، و باز سكوت و يك آه تلخ
گفتی كاش كه عاشق نمی شدم ، گفتم عاشقی همه اين دردها را دارد
گفتی خسته شدی از همه كس ، گفتم من با تو می مانم
گفتی خيلی تنهايی ، گفتم كسی كه عاشق است تنهايی را نمی شناسد
و باز گفتی تنهايی ، گفتم كسی كه عاشق است قلب يارش بايد همان تنهايی او باشد
گفتی كه اين حرفايت تكراری است ، گفتم به جز تكرارش راهی نيست

گفتی كه آغوشت را ميخواهم ، گفتم كه منتظر بمان عزيزم
گفتی كه شانه هايت را ميخواهم ، دلم به درد آمد از دوری ات و به غم نشستم
گفتی كه تو از حرفهايم پريشانی ، گفتم حرفی نيست و حرفهايت شكنجه ای بيش نيست
گفتی كه لبخندی بزن ، گفتم كه حس لبخند نيست
گفتم با اينكه اين كلمه تكراری است و با اينكه باور نداری باز ميگويم كه دوستت دارم
چيزی نگفتی و سكوت كردی


گفتم كه دوستت دارم ، دوستت دارم و دوستت دارم و اشك از چشمانم سرازير شد
و باز چيزی نگفتی و به جای سكوت اينبار تو نيز مانند من اشك ريختی

درباره وبلاگ

.... ( به وبلاگ انتظار خوش آمدید ).... همیشه فکر می کردم غم انگیزترین غروب غروب زندگیست ، ولی تازه فهمیدم هیچ غروبی غم انگیزتر از دوری تونیست
آخرین مطالب
آرشيو وبلاگ
پیوندهای روزانه
نويسندگان


آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 52
بازدید دیروز : 45
بازدید هفته : 162
بازدید ماه : 1487
بازدید کل : 187805
تعداد مطالب : 380
تعداد نظرات : 179
تعداد آنلاین : 1

Alternative content


بازی آنلاین پرندگان خشمگین
کد بازی آنلاین

<-PollName->

<-PollItems->

آرشیو کد آهنگ