تنها صدایت را میخواهم تا موسیقی سکوت لحظه هایم باشد
نگاهت را میخواهم تا روشنی چشمهای خسته ام باشد
وجودت را میخواهم تا گرمای آغوشم باشد
دستهایت را میخواهم تا نوازشگر بی کسی اشکهایم باشد
و تنها خنده هایت را میخواهم تا مرحم کهنه زخمهای زندگی ام باشد
آری تنها تو را میخواهم
نظرات شما عزیزان:
سلام خوبي رضا جان
دلم بهانه گیر شده ... نمیدانم چقدر نیامدنت را برایش دروغ ببافم و آرامش كنم از نِق زدنهای شبانه اش خسته ام همه ی بهانه ی زندگی ام .... بیا و دلم را آرام كن
دلم بهانه گیر شده ... نمیدانم چقدر نیامدنت را برایش دروغ ببافم و آرامش كنم از نِق زدنهای شبانه اش خسته ام همه ی بهانه ی زندگی ام .... بیا و دلم را آرام كن
دارم پا به پای کلمات طاقت می آورم
نگاه کن
دارند پروانه ها عاشق می شوند.
پشت پرچین خیس نگاه من
پرنده ای نشسته است
و دارد به آنسوی پنجره خیره می شود.
حالا تا تو بیایی
آسمان هم
دلواپسی هایش را برای من می گذارد.
نگاه کن
دارند پروانه ها عاشق می شوند.
پشت پرچین خیس نگاه من
پرنده ای نشسته است
و دارد به آنسوی پنجره خیره می شود.
حالا تا تو بیایی
آسمان هم
دلواپسی هایش را برای من می گذارد.
تاريخ : شنبه 2 ارديبهشت 1391 | 16:58 | نویسنده : reza |